مطالبی که در این پست ارائه می شوند مربوط به برنامه "درس هایی از قرآن" می باشد که در تاریخ 95/11/30 توسط آقای قرائتی بیان شده اند. متن کامل این جلسه از سایت مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن qaraati.ir گرفته شده است و در صورت تمایل برای دانلود فایل ویدیویی یا صوتی این سخنرانی و همچنین شرکت در مسابقات این مرکز می توانید به سایت ذکر شده مراجعه فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در این جلسه میخواهم راجع به اخلاق آموزش که جلسه قبل مطالبی را گفتم، این جلسه اخلاق توبیخ و تشکر را بگویم. بالاخره آدم به بچهاش میگوید: آفرین. به او میگوید: بارک الله! برای او کف میزند. برای او سوت میکشد. برای او صلوات میفرستد. تشویقی، جایزه میدهد. چگونه تشویق کنیم؟ از طرفی گاهی توبیخ میکنیم. در روزنامهها، صدا و سیما، در شرکتها و بازار، این چرا اینطور کرد؟ او چرا اینطور کرد؟ بنابراین اخلاق توبیخ و تشویق، موضوع بحث این است، چون اینها هرکدام یک فرمولی دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع: اخلاق آموزش. موضوع بحثمان: اخلاق توبیخ و تشویق.
اگر توبیخ میکنیم چقدر و چگونه؟ اگر تشویق میکنیم چقدر و چگونه؟ اول اینکه توبیخ به یأس کشیده نشود. من بیست نکته یادداشت کردم برای شما بگویم. هر نکتهای یک دقیقه، بیست دقیقه، بیست نکته بگویم. این بحث به درد مربیها، معلمین و طلبهها و کسانی که در بحث روانشناسی کار میکنند، میخورد. یک بحث خیلی مفید و عمومی انشاءالله خواهد بود.
1- خطر یأس در صورت توبیخ شدید
1- توبیخ به یأس کشیده نشود. این یک مورد. یعنی طوری نگوییم: تو کارت خراب است. خودت خرابی، ضایع کردی. خاک بر سرت کنند. چقدر پست هستی. چقدر رذل هستی. یک طوری توبیخ نکنیم که این فکر کند دیگر برود هیچوقت نمیتواند سر بلند کند. طرف را رگبار نبندیم.
نقل شد حضرت عیسی با جمعی داشتند میرفتند. یک سگ مردهای افتاده بود. هرکسی گفت: اَه چقدر زشت است. یکی گفت: چقدر سیاه است. یکی گفت: چقدر کثیف است. یکی گفت: چقدر بو میدهد! هرکسی یک چیزی گفت. ولی حضرت عیسی فرمود: باقیاش را میدانید؟ حضرت عیسی فرمود: چه دندانهای سفیدی دارد؟ یعنی عیبش را میگویی، خوبیهایش را هم بگو. قرآن وقتی میخواهد بگوید: شراب نخورید. میگوید: شراب یک منافعی هم دارد. «فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ» (بقره/219) یعنی در شراب و قمار منفعت هم هست.
امام علی علیه السلام:
آگاه باشید همانا این قرآن پند دهنده اى است که نمى فریبد، و هدایت کننده اى است که گمراه نمى سازد، و سخنگویى است که هرگز دروغ نمى گوید. کسى با قرآن همنشین نشد مگر آن که بر او افزود یا از او کاست، در هدایت او افزود و از کور دلى و گمراهى اش کاست. آگاه باشید کسى با داشتن قرآن، نیازى ندارد و بدون قرآن بى نیاز نخواهد بود. پس درمان خود را از قرآن بخواهید، و در سختى ها از قرآن یارى بطلبید، که در قرآن درمان بزرگترین بیمارى ها یعنى کفر و نفاق و سرکشى و گمراهى است، پس به وسیله قرآن خواسته هاى خود را از خدا بخواهید، و با دوستى قرآن به خدا روى آورید، و به وسیله قرآن از خلق خدا چیزى نخواهید، زیرا وسیله اى براى تقرّب بندگان به خدا، بهتر از قرآن وجود ندارد.
آگاه باشید، که شفاعت قرآن پذیرفته، و سخنش تصدیق مى گردد، آن کس که در قیامت، قرآن شفاعتش کند بخشوده مى شود، و آن کس که قرآن از او شکایت کند محکوم است، در روز قیامت ندا دهندهاى بانگ مى زند که: «آگاه باشید امروز هر کس گرفتار بذرى است که کاشته و عملى است که انجام داده، جز اعمال منطبق با قرآن» پس شما در شمار عمل کنندگان به قرآن باشید، از قرآن پیروى کنید، با قرآن خدا را بشناسید، و خویشتن را با قرآن اندرز دهید، و رأى و نظر خود را برابر قرآن متّهم کنید، و خواسته هاى خود را با قرآن نادرست بشمارید.
📚 خطبه 176 نهجالبلاغه
مطالبی که در این پست ارائه می شوند مربوط به برنامه "درس هایی از قرآن" می باشد که در تاریخ 95/10/23 توسط آقای قرائتی بیان شده اند. متن کامل این جلسه از سایت مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن qaraati.ir گرفته شده است و در صورت تمایل برای دانلود فایل ویدیویی یا صوتی این سخنرانی و همچنین شرکت در مسابقات این مرکز می توانید به سایت ذکر شده مراجعه فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحثمان چند جلسه راجع به این بود که قرآن شفاست یعنی چه؟ یعنی هر کس مریض میشود، حمد و قل هو الله بخوانیم و حمد بخوانیم؟ این روایت که داریم شفاست، یعنی شفای از مرضهای باطنی است. یکی از مرضهای باطنی حسادت است. این حسد چیست و چطور این حسد را برطرف کنیم؟
1- مفاهیم واژههای غبطه، حسادت، بخل و ایثار
آدم یک نعمتی را که میبیند، چهار رقم برق او را میگیرد. یک چیزی را که میبیند، یک کسی خانهای دارد، ماشینی، درآمدی، شکلی، جهیزیهای، یک کسی تجارتش موفق است، در انتخابات رأی میآورد. انسان وقتی نعمت دیگران را دید، چهار رقم برق او را میگیرد. یعنی چهار حالت است. یا میگوید: خوب نعمت دارد، الحمدلله! خدایا تو که به او دادی، نوش جانش! به من هم بده! این حالت خوبی است. به آن غبطه میگویند. چون این مثبت فکر میکند. میگوید: او دارد، داشته باشد، من هم داشته باشم. مثبت است. او آره، من هم آره. برد برد به قول سیاسیون. حسود منفی است. میگوید: من ندارم، ان شاء الله او هم نداشته باشد. میگوید: من نه! او هم نه! این باخت باخت است. من که ندارم، هر کس هم که دارد نداشته باشد. این هم حسادت است. دو رقم دیگر دارد. از این دو رقم یک رقمش را من میگویم، یک رقمش را شما بگویید. گاهی میگوید: من داشته باشم، او نداشته باشد. چهارمی را هم شما بگویید. بعضیها میگویند: او داشته باشد، من نداشته باشم. اگر گفتم: من داشته باشم، او نداشته باشد، بخل است. میگوید: من دارم، مردم نداشته باشند. این بخل است. یک وقت میگویم: مردم داشته باشند، من نداشته باشم، این طوری نیست، این ایثار است. مثل مادری که پتو را از روی خودش برمیدارد و روی بچهاش میاندازد. میگوید من سرما بخورم طوری نیست، این سرما نخورد. ایثار میکند. فقط من میگویم شما بگویید خوب، بد! چهار جمله میگویم. داوریاش با شما. اگر منفی فکر کردم، گفتم: من که ندارم، او هم نداشته باشد، من نه، او هم نه! بد!!! او دارد، نوش جانش، من هم میخواهم. خوب!!! من داشته باشم، او نداشته باشد، بخل است، بد است!!! من داشته باشم، او نداشته باشد، ایثار، ایثار خوب است!!! برعکس گفتم؟ یک بار دیگر، تا لب داریم حرف میزنیم. هم من هم او! خوب! نه من و نه او! بد! من بله او نه! بد! من نه او بله! خوب! ایثار. این حالات انسان در برابر نعمتهاست.
بر اساس روایات اسلامی هر قدر که نماز اول وقت به تأخیر بیفتد، از فضیلت آن کاسته میشود. اما این تأکید بر ادای فریضه نماز در اول وقت به چه دلیل است؟
علت فضیلت و ثواب نماز اول وقت
از جمله دلایل ثواب و فضائل نماز اول وقت، می توان به تصریح و تأکید قرآن بر محافظت از نماز (حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی، بقره، آیه 238) اشاره نمود که توصیه ای، علاوه بر دستور، به برپا داشتن آن است. (وَ أَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِینَ، بقره، آیه 43)
روشن است که محافظت از نماز تنها از یک بُعد و جهت مقصود نبوده بلکه از جمیع جهات، مورد نظر آن است و یکی از آن جهات، رعایت وقت و اهتمام به اول وقت است که نشان از ارزش و اهمیت دادن به امر الهی می باشد و این امر، جدای از این حقیقت است که در خود وقت و زمان، حکمت ها و اسراری نهفته که قرار گرفتن در آن زمان و دقت در رعایت آن، می تواند مبدأ و تحقق بخشِ آثار فراوان و وصف ناپذیری در زندگی آدمی باشد.
بعلاوه اگر عمل به وظایف و تکالیف دینی، خصوصاً تکالیفی (همچون نماز و روزه و ...) که مقید به زمان خاصی هستند، دلیل بر ترجیح و برتری عاملِ آن نداشت و مکلف می توانست، در هر زمان و به میل خود آنها را بجای آورد، خداوند در قرآن از تعابیری نظیر؛ سابقوا الی مغفرة من ربکم ...، والسابقون السابقون اولئک المقربون و ... استفاده نمی کرد. پس سبقت گرفتن و قرار دادن درجه مقربون، برای سبقت گیرندگان در قرآن، در عوضِ انجام تکالیف و وظایف الهی در اول وقت آن و پیشی گرفتن از دیگران، گواهی دیگر بر ارزش و فضیلت نماز اول وقت است. همچنین در کلام معصومان (علیهم السلام) نیز به فضیلت اول وقت تأکید و تصریح بسیاری شده است.
الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَة
صدقه بلا را برطرف مى کند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى گرداند و درد و بیمارى ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى برد.
بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 93، ص 137، ح 71
2- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:
اَلصَّدَقَةُ عَلى وَجهِها و َاصطِناعُ المَعروفِ وَ بِرُّ الوالِدَینِ وَصِلَةُ الرَّحِمِ تُحَوِّلُ الشِّقاءَ سَعادَةً و َتَزیدُ فِى العُمرِ وَ تَقى مَصارِ عَ السُّوءِ؛
صدقه بجا، نیکوکارى، نیکى به پدر و مادر و صله رحم، بدبختى را به خوشبختى تبدیل و عمر را زیاد و از پیشامدهاى بد جلوگیرى مىکند.
نهج الفصاحه ص 549 ، ح 1869
3- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:
اَلصَّدَقَةُ بِعَشرَةٍ وَ القَرضُ بِثَمانِیَةَ عَشرَ وَ صِلَةُ الاِخوانِ بِعِشرینَ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِاَربَعَةٍ وَ عِشرینَ؛
صدقه دادن، ده حسنه، قرض دادن، هجده حسنه، رابطه با برادران [دینى]، بیست حسنه و صله رحم، بیست و چهار حسنه دارد.
کافى(ط-الاسلامیه) ج4، ص10
یکی از آموزه های دستوری قرآن، صدقه است. در بسیاری از روایات، صدقه با دو اثر جذب منفعت و دفع بلا مورد تاکید قرار گرفته است. از این رو صدقه دادن در هر روز به ویژه برای دفع بلا و رفع گرفتاری ها به عنوان مستحب معرفی شده و از مومنان خواسته شده تا با صدقه دادن خود را بیمه کنند.
یکی از آموزه های دستوری قرآن، صدقه است. در بسیاری از روایات، صدقه با دو اثر جذب منفعت و دفع بلا مورد تاکید قرار گرفته است. از این رو صدقه دادن در هر روز به ویژه برای دفع بلا و رفع گرفتاری ها به عنوان مستحب معرفی شده و از مومنان خواسته شده تا با صدقه دادن خود را بیمه کنند. در این نوشتار کوتاه نویسنده با نگاهی به آیات قرآنی کوشیده است تا آثار متعدد و متنوع صدقه دادن را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
شخصیت اجتماعی انسان
انسان موجودی اجتماعی است. خاستگاه اجتماعی بودن انسان هر چیزی که باشد، نمی تواند اجتماع گرایی انسان را از حالت طبیعی بودن بیرون برد. به این معنا که انسان به گونه ای آفریده شده که نمی تواند به دور از اجتماع زندگی کند.
مطالبی که در این پست ارائه می شوند مربوط به برنامه "درس هایی از قرآن" می باشد که در تاریخ 95/10/16 توسط آقای قرائتی بیان شده اند. متن کامل این جلسه از سایت مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن qaraati.ir گرفته شده است و در صورت تمایل برای دانلود فایل ویدیویی یا صوتی این سخنرانی و همچنین شرکت در مسابقات این مرکز می توانید به سایت ذکر شده مراجعه فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در این جلسه به گوشهای از راههای نفوذ دشمن میخواهیم اشاره کنیم. موضوع بحث ما راه نفوذ دشمن به خصوص در نسل نو است. بسم الله الرحمن الرحیم، موضوع: گوشهای از راههای نفوذ دشمن.
1- ناراحتی دشمن از پیشرفتهای علمی جوانان ایرانی
دشمن میخواهد سر به تن ما نباشد. اگر خود جوانهای ایران و تحصیل کردگان ایرانی به یک ابتکاری برسند، ناراحت است. نه اینکه ابتکار خودش را نشان ما نمیدهد، ابتکار خودش را آموزش نمیدهد، اگر خود ایرانیها هم یک چیزی یاد بگیرند، ناراحت است که چرا این اختراع را داشتی. چرا این ابتکار را داشتی. از رشد ما ناراحت است. قرآن هم یک آیه دارد، «إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ» (توبه/50) یعنی اگر به شما خیری برسد، آنها ناراحت میشوند. این علامت حسادت است. مردم چهار رقم حالت دارند.
حالات مردم: گاهی میگوید: هم من داشته باشم، هم دیگران. این حالت خوبی است. میگوید: من که دارم، بگذار این علم و ابتکار من را هم دیگران هم داشته باشند. یک وقت میگوید: من که ندارم، دیگران هم نداشته باشند. یکوقت میگوید: دیگران داشته باشند، من نداشته باشم طوری نیست. یکوقت میگوید: من داشته باشم، دیگران نه. یک خرده گیج شد... من بد نوشتم.
یک خرده حفظش آسانتر شود. از نظر معلمی... یک صلوات بفرستید. (صلوات حضار)
دعای کمیل از دعاهای مشهور و معتبر با مضامین بلند در معرفت خداوند و طلب آمرزش گناهان است. این دعای عظیم الشان را، کمیل بن زیاد نخعی از حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام روایت کرده است که از این جهت به نام او مشهور شده است.
سیدبن طاووس از شیخ طوسی رحمه الله علیه به سند خودش روایت کرده است که در شب نیمه شعبان، کمیل بن زیاد دیده است که علی بن ابیطالب در حال سجده، این دعا را خوانده است. کمیل می گوید: روزی با مولای خود، امام علی علیه السلام در مسجد بصره نشسته بودم که جمعی از اصحاب حضرت هم حضور داشتند. سوال شد ازحضرت که معنی این آیه که خدا می فرماید: (فیها یفرق کل امر حکیم) «سوره دخان آیه 4» چیست؟ حضرت فرمودند: آن شب نیمه شعبان است.
سوگند به کسی که جان علی در دست قدرت اوست هیچ بنده ای نیست جز اینکه تمام آنچه بر او از نیکی و بدی می گذرد، در شب نیمه شعبان برایش تقسیم می شود تا آخرسال او. هر بنده ای که آن شب را به عبادت احیا کند و دعای حضرت خضر را بخواند، دعای او مستجاب می شود.
کمیل می گوید: وقتی که حضرت به منزل خود رفتند، وقت شب به خدمت آن بزرگوار رسیدم. حضرت فرمودند برای چه کاری آمدی؟ عرض کردم به طلب دعای خضر آمده ام. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: ای کمیل، اگر این دعا را حفظ کردی هر شب جمعه یا درهر ماه و یا سالی یکبار و یا لااقل در تمام عمر یک مرتبه بخوان تا امور تو کفایت شود. خداوند ترا یاری می کند، روزی تو زیاد می شود و البته از مغفرت هم محروم نمی شوی.
ای کمیل، مدتی که تو با ما مصاحب هستی، موجب شده که ترا به چنین نعمت و کرامتی سرافراز نمایم.
ای کمیل بنویس: اللهم انی اسئلک برحمتک… و ادامه دعا.
علامه مجلسی، دعای کمیل را بهترین دعا دانسته است. این دعا در شب جمعه و در شب نیمه شعبان خوانده می شود و برای کفایت از شر دشمنان و گشایش روزی و آمرزش گناهان فواید زیادی دارد.
چگونه به خداى نادیده ایمان بیاوریم؟ (2)
ساده ترین ایرادى که مادى ها بر خدا پرستان دارند این است که: «انسان چگونه مى تواند موجودى را که با حواس خود درک نکرده بپذیرد و به او ایمان آورد، شما مى گوئید خدا نه جسم دارد، نه مکان دارد، نه زمان نه رنگ و نه...، آیا چنین موجودى را با چه وسیله مى توان درک کرد؟ ما تنها به چیزى ایمان مى آوریم که حواس ما عاجز از درک آن نباشد، اصلا چنین چیزى وجود ندارد».
این ایراد از جهاتى قابل بحث است:
1 ـ عمده عللى که انگیزه مخالفت آقایان مادى ها با موضوع خداشناسى مى باشد، کاملا در این ایراد تجلى کرده است.
از جمله غرور علمى آنها، و حکومت دادن علوم طبیعى بر همه چیز و همه حقایق، و همچنین سنجش همه چیز با مقیاس علوم مادى (مشاهده و تجربه)، و منحصر ساختن وسیله درک را به اسباب طبیعى و مادى، در اینجا دیده مى شود. ما از این آقایان سؤال مى کنیم آیا قلمرو و منطقه فعالیت و نفوذ علوم طبیعى حدى دارد یا نه؟!
واضح است که جواب این سؤال مثبت است، زیرا قلمرو علوم طبیعى همان موجودات محدود مادى طبیعى است وبس. بنابراین چگونه مى شود چیزى را که غیر محدود است، با ابزار طبیعى درک نمود.
چگونه به خدای نادیده ایمان بیاوریم؟ (1)
هر چه به زمین نگاه کنیم و خاک ها و سنگ های آن را به آزمایشگاه ببریم، چیزی به نام جاذبه نمی بینیم ولی از افتادن سیب پی می بریم که جاذبه وجود دارد. چنانکه شناخت ما نسبت به دانش، بینش، هنر و مهارت از راه گفتار، رفتار و آثار مردم است؛ پس لازم نیست هر چیزی را با چشم ببینیم تا به وجود آن ایمان بیاوریم. (استاد قرائتی)
در این مطلب، متن کامل کتب شهید مطهری بصورت PDF در یک فایل فشرده ارائه می شوند. این کتب توسط بنیاد علمی و فرهنگی استاد شهید مرتضی مطهری با همکاری انتشارات صدرا باکیفیت بالا و جهت عرضه رایگان در فضای مجازی تهیه شده است. این مجموعه شمامل 97 کتاب بوده که برای مشاهده اسامی این تالیفات و همچنین دانلود مجموعه این کتاب ها به ادامه مطلب مراجعه کنید.
از بیان نورانی امام حسن عسکری (علیهالسلام) رسیده است که مهمان خدا شدن سفری است که بدون مرکب نمیشود انسان پیاده آنقدر نمیتواند این راه طی کند که به مقصد برسد این راه طولانی مرکب مقتدری میخواهد مرکب کسی که بخواهد به لقای خدا برسد نماز شب است و نزدیکترین حال انسان به خدا در حال سجده است.
مستحضرید که ذکر رکوع با ذکر سجود فرق میکند در ذکر رکوع انسان هنوز خمیده نشد به خاک نیفتاد سخن از عظیم بودن خداست وقتی به خاک افتاد سخن از اعلی بودن خداست.
نماز شب در قرآن
﴿انَّ ناشئة الیل هی اشد وطئا و اقوم قیلاً﴾ (سوره مزمل،آیه 6)
مسلما نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت تر است.
﴿و الذین یبیتون لربهم سجَّدا و قیاماً﴾ (سوره فرقان،آیه 64)
(بندگان خاص خدا) کسانیاند که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام میکنند.
﴿ان ربک یعلم أنک تقوم ادنی من ثلثی الیل و نصفه و ثلثه و طائفة من الذین معک﴾ (سوره مزمل،آیه 20)
ای پیامبر پروردگارت میداند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا میخیزند.
فضیلت نماز شب
امام صادق(ع) فرمود: هر کار نیکی که انسان با ایمان انجام میدهد پاداشش در قرآن ذکر شده است جز نماز شب که به خاطر اهمیت آن خداوند آن را با صراحت بیان نفرمود. همین قدر فرموده است: ﴿تتجا فی جنوبهم عن المضاجع…﴾ (سوره سجده،آیه 16 و 17): پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور میشود (و به پا میخیزند و رو به درگاه خدا می آورند) و پروردگار خود را با بیم و امید میخوانند و از آنچه به آنان روزی دادهایم انفاق میکنند! هیچکس نمیداند چه پاداشهای مهمی که مایه روشنی چشم هاست برای آنان نهفته شده و این پاداش کارهایی است که انجام میدهند. (تفسیر نمونه،ج 12،ص 23)
خداوند متعال خطاب به رسول گرامی اسلام فرمود: ای محمد، اگر خشنودی ما را میخواهی در روز به وظایف رسالت عمل کن؛ و اگر مقام محمود را میخواهی شب بیدار باش و نماز شب بخوان.
مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن با هدف تنظیم و نشر آثار قلمی، صوتی و تصویری حجت الاسلام و المسلمین محسن قرائتی در سال 1375 تاسیس گردید. کاربران گرامی به منظور دسترسی و استفاده از مطالب مهم تفسیر قرآن و همچنین انتشار آنها در شبکه های اجتماعی می توانند از لینک های زیر برای عضویت در شبکه های اجتماعی مرتبط با این مرکز استفاده نمایند.
صفحه رسمی استاد قرائتی در اینستاگرام
https://instagram.com/mohsen.gharaati
کانال درسهایی از قرآن کریم در نرم افزار تلگرام
https://telegram.me/qaraati
کانال تفسیر قطرهای قرآن کریم در تلگرام
https://telegram.me/mohsen_gharaati
کانال نکتههای ناب در تلگرام
https://telegram.me/mohsen_qaraati
کانال کتابخانه اینترنتی استاد محسن قرائتی در تلگرام
https://telegram.me/mohsenqaraati
مطالبی که در این پست ارائه می شوند مربوط به برنامه "درس هایی از قرآن" می باشد که در تاریخ 95/10/02 توسط آقای قرائتی بیان شده اند. متن کامل این جلسه از سایت مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن qaraati.ir گرفته شده است و در صورت تمایل برای دانلود فایل ویدیویی یا صوتی این سخنرانی و همچنین شرکت در مسابقات این مرکز می توانید به سایت ذکر شده مراجعه فرمایید.
مطالبی که در این پست ارائه می شوند مربوط به برنامه "درس هایی از قرآن" می باشد که در تاریخ 95/09/25 توسط آقای قرائتی بیان شده اند. متن کامل این جلسه از سایت مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن qaraati.ir گرفته شده است و در صورت تمایل برای دانلود فایل ویدیویی یا صوتی این سخنرانی می توانید به سایت این مرکز مراجعه فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
در این جلسه بحث ما در مورد وحدت و اتحاد است. حالا وحدت شیعه و سنی، وحدت دو شیعه و وحدت دو سنی، وحدت زن و شوهر، این وحدت یک چیزی است که به شدت ما به آن نیاز داریم. اگر وحدت نباشد زور نداریم و اگر زور نداشته باشیم شکست می خوریم. خدا در سه آیه میگوید: من چون یکی هستم زور دارم. «لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار» (ابراهیم/48) این سه بار در قرآن تکرار شده است. واحد، قهار، واحد یعنی یکی، چون یکی هستم زور دارم. شما اگر انگشتهایت را به هم بچسبانی متحد شوند، زور پیدا میکنی. اما اگر همینطور خواسته باشی در سینه طرف بزنی انگشتهای خودت میشکند. اگر زور و عزت میخواهیم، باید یکی شویم.
1- حج، نماد وحدت امت اسلامی
دو سه آیه در بورس است اینها را بگوییم. که همه شما تقریباً حفظ هستید. اما آیات زیادی در مورد وحدت داریم شاید آنها را نشنیده باشید. آن آیاتی که در بورس است، این است. «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (آلعمران/103) این در بورس است. اما خیلی آیه داریم که قرآن هست و برای وحدت هم هست ولی آشنایی ما کم است. در قرآن میگوید: حاجیها که مکه میروند آنجا حق جرّ و بحث ندارند. «فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَج» (بقره/197) جدال یعنی جرّ و بحث، فسوق، فسق است. یعنی در مکه فسق و چانه زدن نباشد شود. خدا خواسته یک نمونه بگوید که میشود وحدت داشت. یعنی من از همه دنیا مردم را جمع میکنم یک جمعیت چند میلیونی که بین آنها هیچ جرّ و بحثی نباشد. این یک نمونه است میخواهد بگوید: میشود. گاهی میگویند: میشود ما خودکفا باشیم. میشود بانکهای ما بدون ربا باشد؟ میشود جامعه ما بدون جرّ و بحث و نزاع باشد؟ میشود همه با هم خوب باشند؟
هر جمعه به جاده آبی نگاه می کنم
و در انتظار قاصدکی می نشینم که قرار است خبر گامهای تو را برای من بیاورد،
گامهای استوار و دستهای سبزت را.
اگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم کرد.
تو می آیی و در هر قدم،
شاخه ای از عاطفه خواهی کاشت و قاصدکی را آزاد خواهی کرد.
تو می آیی و روی هر درخت پر شکوه لانه ای از امید
برای کبوتران غریب خواهی ساخت.
صدای تو، بغض فضا را می شکافد.
فضای مه آلودی که قلب چکاوکها را از هر شاخه درختش آویزان کرده اند.
تو با دستهایت بر قلبهای شقایق ها رنگ سبز امید خواهی زد
و با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت:
" به نام خدای امیدها"!