آفتاب محرم برمی آید و کربلای دل را در پرتو خود می سوزاند. سرخی بیرق ایستادگی از گلدسته دست ها بالا می رود و در باد به حرکت در می اید. عطر شهادت مشام را می نوازد و چشم ها در انتظار طراوت اشک به تماشا می نشیند. عقربه زمان روی نقطه پنجم عشق قفل می شود. خواب ها از چشم های خسته می گریزد و حسینیه سینه ها سیاه پوش می شود. آری محرم شده و انتظار لباس های مشکی به سر آمده است. این شب ها باید به سوگ نشست، هر شب به سوگ ستاره ای از آسمان حسین علیه السلام.
فرا رسیدن ایام سوگواری اباعبدالله الحسین (ع) تسلیت باد.
ما وقتی کمالات ائمه معصومین علیهم السلام را ذکر میکنیم یعنی دوست داریم مثل آنها باشیم،پس باید مثل امام باشیم. «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ» حسین جان سی تا تیر رها شد اما نمازت را اول وقت خواندی! یعنی ما هم باید مثل او باشیم. استاد قرائتی در تفسیر فرازهایی از زیارت عاشورا به تبیین آثار و برکات زیارت و لزوم الگوگیری انسان از اهل بیت (علیهم السلام) پرداخته اند.
آثار و برکات زیارت
قرب به خدا
«وَ بِزِیَارَتِکُمْ إِلَى اللَّهِ مُتَقَرِّباً»(بحارالأنوار، ج97، ص221).
زیارات ما باید برای نزدیک شدن به خدا باشد. احترام ولی خدا احترام به خدا است.
اطاعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اطاعت از خداست:
«مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» نساء/80، «وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» حشر/7
هر چه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) فرموده گوش بده.
مطالبی که در این پست ارائه می شوند مربوط به برنامه "درس هایی از قرآن" می باشد که در تاریخ 95/07/15 توسط آقای قرائتی بیان شده اند. متن کامل این جلسه از سایت qaraati.ir گرفته شده است
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
عزیزان ما بحث را روزهای اول محرم میبینند. هفته اول محرم به نام هفته امر به معروف و نهی از منکر نامیده شده است. آن هم بخاطر این است که امام حسین فرمود: من کربلا میروم میخواهم منکر را بردارم. منکر چه بود؟ حکومت رژیم جنایتکار، وجود جنایتکار و خود وجود یزید، و بنی امیه منکر است. باید ریشه بنی امیه را کند. این پیداست باید سراغ اصل منکرات برویم.
1- مبارزه با طاغوت، سرچشمه منکرات
خدا در قرآن به حضرت موسی میگوید: «اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى» (طه/24) قرآن میگوید: سراغ فرعون برو. سرچشمهی فسادها فرعون است. سراغ فرعون برو. راجع به عزاداری امام حسین برکاتی است که من نمیدانم چطور میتوانم در این 27 دقیقه هفتاد برکت را بگویم.
اولاً اینکه این عزاداری ما یک ریشه عجیبی دارد. امیرالمؤمنین شب قدر در مسجد کوفه شهید شد. پیراهن خونیاش را امام صادق نگه داشته بود. یعنی این پیراهن را امام حسن به امام حسین داد. امام حسین به امام سجاد داد، امام سجاد به امام باقر داد و امام باقر به امام صادق داد. یکبار امام صادق (ع) مهماندار شد، گفت: می خواهی پیراهن حضرت علی که خونهای سرش روی آن ریخته است را برایت بیاورم؟ گفت: بله. از این پیداست که آثار و موزه شهدا باید حفظ شود. کتاب شهدا، دست خط شهدا، وصیت نامه شهدا باید حفظ شود. آقا اگر من مردم. وقتی بدن من متلاشی شد و سی سال از قبر من گذشت، میشود قبر مرا باز کرد و یک مرده دیگر را خاک کرد. اما اگر شهید بمیرد، نه شهید آیت الله و امام، یک شهید عادی، یک بسیجی، سربازی و پاسداری شهید شد. ابدا نمیشود. باید قبرش محفوظ بماند. یعنی اگر بنده بمیرم، میشود قبر مرا نبش قبر کرد و یک مرده دیگر را خواباند. اما اگر شهید باشد، نمیشود. شهید باید بماند. دستوراتی که دادند همه برای احیای شهید است.